سيد محمد قلي كنتوري لكهنوي

561

تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي )

وبه همين تقريب عبارت مخاطب أريب هم دلالت دارد بر آنكه زياد شهادت داده به آنكه مغيره استبطان أم جميل كرده كه أهل بصره دعواي زناى مغيره با أو كرده بودند ، وشهود ثلاثة ، شهادت ولوج در أو مثل ولوج ميل در مكحله دادند وبه اين شهادت مستحق حدّ قذف گرديدند . پس اين تأويل عليل هرگاه حسب روايت كابلى وخود مخاطب مردود باشد چطور تفوّه به آن توان نمود ؟ ! واز عبارت ابن خلّكان - كه متضمن اين قصه است - نيز ظاهر است كه زياد شهادت به استبطان مغيره همان أم جميل را كه شهود ديگر شهادت بر ولوج در أو دادند وبه سبب آن مستحق حدّ قذف گرديدند ، داده . وهمچنين از آن ظاهر است كه بنابر روايت قيل : زياد شهادتِ برداشتن مغيره هر ( 1 ) دو پاى أم جميل [ را ] ، ومتردد شدن خصيه مغيره به سوى هر دو رانهاى أم جميل ، وشنيدن آواز جماع شديد با أو داده . پس حمل اين شهادت بر استبطان زن حليله ، ورفع رجلين حليله ، وتردد خصيه به سوى رانهاى حليله ، وشنيدن آواز جماع حليله ، كذب محض ومخالفت صريح ألفاظ است ، چه پر ظاهر است كه ضمير ( مستبطنها ) وهمچنين ضمير ( رجليها ) و ( فخذيها ) در عبارت ابن خلّكان راجع به أم جميل است كه غير أم جميل ذكر زنى ديگر در اين عبارت نيامده كه اين ضماير راجع به أو تواند شد .

--> 1 . در [ الف ] اشتباهاً : ( بر ) آمده است .